امید فخار

روزنوشته های شخصی

امید فخار

روزنوشته های شخصی

امید فخار

مشاور رسانه ای
کارشناس مدیریت تبلیغات
کارشناس شبکه های اجتماعی
مطالعه و پژوهش در حوزه زبان بدن
مطالعه و پژوهش در حوزه بازاریابی اینترنتی

آخرین نظرات

درباره پل چوبی

چهارشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۲، ۰۱:۲۱ ب.ظ

از بین پوسترهای منتشره برای پل چوبی تصویر بالا را انتخاب کردم چون اگر فیلم را دیده باشید تمام داستان را در در یک نگاه خواهید دید

پل چوبی ساخته مهدی کرم پور یکی از چند فیلم قابل احترام امسال است که توانست سرانجام به اکران برسد،البته در کنار هیس دختران... و دهلیز کار سختی را داشت ولی به خاطر نوع موضوع و نوع نگارش فیلم نامه توانست خود را متمایز کند تا با کار دیگری مقایسه نشود.چراکه چه از نظر محتوا و چه از نظر پرداختن به کاراکترها از بقیه متفاوت بود.

پل چوبی مجموعه ای از بازیگران تراز اول سینمای سالهای اخیر را تشکیل می داد که سعی کرده بود از هرکدام از بازیگران باتوجه به سابقه ذهنی مخاطبان در گذشته برای باور پذیری نقششان استفاده کند.

به طور کلی از عشق بهرام رادان و هدیه تهرانی در پل چوبی اشاره می کنم که مارا یاد فیلم آبی می انداخت زوجی که باماجراهایی سرانجام به هم رسیدند.

بهرام رادان همان جوان فیلم آبی بود با همه خصوصیت ها که در پل چوبی پخته تر و متین شده بود البته با حفظ برخی از همان رفتارها و قضاوتهای عجولانه...

هدیه تهرانی که امروزه نقش هایی متفاوت با گذشته ایفا میکند تاحدی ،متکی به گذشته خود در بازیهاست چرا که خیلی از ما هنگام تماشای کارهای او برخی از نواقصش را به پای توانایی های دیروزش می بخشیم .

بازی مهران مدیری در نقش های جدی کم کم به یک الگو برای او تبدیل می شود،نقش او در پل چوبی دقیقا همان نقش او در قلب یخی است،شخصی مرموز،غیرقابل پیشبینی،بی تفاوت به محیط اطراف و درعین حال قدرتمند به لحاظ یک سری ارتباطات خاص با لابی های قدرت.شاید یک حس در بیننده القا شود و آن این است که مدیری در کارهای جدی ، خود را بازی می کند!

مهناز افشار روز به روز بازیهای موفق تری را پشت سر می گذارد که از مهمترین آنها می توان سعادت آباد را نام برد ،در پل چوبی هم مخاطب به راحتی می توانست با او حس همزادپنداری ایجاد کند و مدافع او باشد.

از دیگر نقش های برجسته کار به نظر من نقش خود پل چوبی است که توسط آتیلا پسیانی به بهترین نحو انجام شد،حالا چرا پل چوبی؟

چون او پلی بود از گذشته و خاطراتی که در یک مکان قطع شده بود،به امروز ولی بازهم در همان مکان.

حالا چرا چوبی؟

پر واضح است چنین روابط عاطفی که در فیلم به آن اشاره شده بود تنها با دلیل ساده ای که در دیالوگهای هدیه تهرانی به آن اشاره شد،باشکست فلسفی همراه شد!

حالا چرا این پل سعی می کند مجددا این ارتباط قدیمی و شکست خورده را مجددا به هم پیوند بزند به نظر من چندان مطلب عجیبی نیست،چراکه شخصیت دایی در پل چوبی یک پناهگاه برای شکست برخی هنجارهاست در فیلم اشاره های مکرری به این موضوع شد:پاتوق دانشجویانی که پا را فراتر از هنجارهای زمان خود می گذاردند و همچنین محلی که بیشتر از انتظارات مشتری به آنان سرویس می داد،به اصطلاح امروزی راه میانبری است به برخی خواسته هایی که خود ،در درونمان آنرا سرکوب می کنیم. 

از بررسی اجمالی کاراکترها که بگذریم به شاخ و برگ های پیرامون داستان میرسیم که محتوایی تا حدی سیاسی دارد،نه آنقدر که داستان را تحت الشعاع قرار دهد،آنقدری که بتوان بهانه ای برای گام های بعدی کاراکرهای قصه ایجاد نمود.

البته تقابل جالبی هم داشت به نوعی شما مخاطب را درگیر این پرسش می کردید که : شرایط حاکم بر اوضاع باعث ایجاد چنین مشکلاتی برای کاراکترهای داستان شد ؟و یا همین طرز تفکر در جوانان این نسل باعث بوجود آمدن چنین شرایطی است...؟و ... و ...؟؟؟

درپایان توصیه می کنم به عنوان یک دوستدار سینما از این کار هم دیدن فرمایید چراکه مهدی کرم پور کارگردان جوانی است که آینده روشنی دارد.

نظرات  (۱)

به نکات جالبی اشاره کردید من هم در حین تماشای فیلم به برخی از آنان فکر کرده بودم
موفق باشید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
  • کد نمایش افراد آنلاین